جايگاه نمايش سنتي در تئاتر معاصر ايران
موضوع:
نمايش - ايران
نمايشنامه فارسي - تاريخ و نقد
نمايشنامه‌نويسي - تاريخ و نقد
پديدآورنده:
فريده شيرژيان
ناشر:

نشر آن

292 صفحه - وزيري (شوميز) - 21000 ريال - چاپ 1 - 1500 نسخه
کد کنگره:
شابك:6-54-7211-964
رده ديوئي:8fa2.009
تاريخ نشر:09/05/81
گزيده متن كتاب چکيده :
نگارنده در اين پژوهش، با هدف شناسايي عناصر و اصول نمايش سنتي ايران (نقالي، معركه‌گيري، نمايش‌هاي عروسكي، نمايش‌هاي شادي‌آور، و تعزيه) بر آن است چگونگي نفوذ و تاثير اين عناصر را در اصول نمايش‌نامه نويسي معاصر نشان دهد و اين فرضيه را به اثبات برساند كه "نمايش‌هاي سنتي اگرچه امروز مانند گذشته با همان كيفيت و ويژگي اجرا نمي‌شوند ;اما توانسته‌اند در آثار گروهي از نمايش‌نامه نويسان معاصر نفوذ يابند و از اين طريق به حيات خويش ادامه دهند ."به همين سبب بحث آغازين كتاب درباره نمايش‌هاي سنتي ايران است كه در پي آن سير تاريخي نمايش‌نامه نويسي در ايران بررسي مي‌گردد ; سپس در بخش اصلي كتاب، انعكاس نمايش‌هاي سنتي در آثار هفت نمايش‌نامه نويس معاصر ايران، در قالب دوازده اثر، نشان داده مي‌شود كه عبارت‌اند از : "حسن مقدم :جعفرخان از فرنگ آمده"، "ذبيح بهروز :جيجك عليشاه"، "علي نصيريان :افعي طلايي، بلبل سرگشته، و بنگاه تئاترال"، "بهرام بيضايي : چهار صندوق، مرگ يزدگرد، و غروب در دياري غريب"، "ناصر ايراني :ما را مس كنيد"، "داوود ميرباقري :معركه در معركه، و عشق‌آباد "و "حميد امجد : پستوخانه ."نويسنده در پايان چنين نتيجه مي‌گيرد كه حركت چهار نويسنده حسن مقدم، ذبيح بهروز، علي نصيريان و بهرام بيضايي) از نمايش سنتي به سوي تئاتر ملي، موثر، مفيد و كارساز بوده و سير صعودي داشته است .ويژگي مشترك اين چهار نويسنده آن است كه فرصت و امكان تماشاي نمونه‌هاي اصيل حداقل يكي از نمايش‌هاي سنتي ايران را داشته‌اند .اما با منسوخ شدن و استمرار نيافتن شكل‌هاي اوليه نمايش‌هاي سنتي، همچنين قوت گرفتن مكاتب و سبك‌هاي گوناگون تئاتر غرب در ايران، و نيز جدي تلقي نشدن هنر نمايش‌نامه نويسي، پويايي رو به رشد در آثار نويسندگان نسل نو (نظير ميرباقري و امجد) علي‌رغم كوششي كه صورت گرفته متوقف مانده است .