شهر احمقها: داستان واقعي شهروندان شيلدا براساس يادداشتهاي كاتب شهر جرمياس پونكتوم
| مشخصات كتاب | ||
|---|---|---|
|
|
شهر احمقها: داستان واقعي شهروندان شيلدا براساس يادداشتهاي كاتب شهر جرمياس پونكتوم | |
| موضوع: | ||
| داستانهاي آلماني - قرن 20 | ||
| پديدآورنده: | ||
| اوتفريد پرويسلر نيكي خوگر اريش هوله | ||
| ناشر: | ||
| 144 صفحه - رقعي (شوميز) - 25000 ريال - چاپ 1 - 5000 نسخه | ||
| کد کنگره:9ش48پ/PZ3 | ||
| شابك:3-83-8089-964 | ||
| رده ديوئي:833.914 | ||
| تاريخ نشر:19/03/86 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : در شهري به نام "شيلدا" همه نوع حيواني اهلي به جز گربه يافت ميشد. چرا كه چند سال قبل پيرمردي كه از آنجا ميگذشت به آنها گفته بود كه گربهاي باعث سوختن شهرشيلدا ميشود. مردم نيز به حرف او اعتقاد داشتند و شهر را از گربهها پاك ميكردند. بنابراين هيچ گربهاي در شهر شيلدا پيدا نميشد. اما پس از مدتي شهر آنها پر از موش شد. موشها آذوقههاي داخل انبارها را ميخوردند، به طوري كه پس از چندي مردم شهر را به ستوه آوردند. تا اين كه شاگرد خانهبه دوشي به آنها گفت تنها راه از بين بردن موشها سگ موش است و با فريفتن آنها گربهاي وحشي را به عنوان سگ موش به آنها فروخت. گربه چندين موش را با بيرحمي از بين برد. تا اين كه افراد شيلدا ترسيدند كه مبادا بعد از موشها نوبت به آنها برسد و براي نابود كردن سگ موش تمام شهر خود را به آتش كشيدند و در نهايت همگي شهر راترك كردند. | |
+ نوشته شده در Sat 3 May 2008 ساعت توسط
|
