داستانهاي كوتاه كافكا
|
|
داستانهاي كوتاه كافكا | |
| موضوع: | ||
| داستانهاي كوتاه آلماني - قرن 20 | ||
| پديدآورنده: | ||
| علياصغر حداد فرانتس كافكا | ||
| ناشر: | ||
| 646 صفحه - رقعي (گالينگور) - چاپ 1 - 2000 نسخه | ||
| کد کنگره:28م25ك/PZ3 | ||
| شابك:5-73-7948-964 | ||
| رده ديوئي:833.912 | ||
| تاريخ نشر:06/12/84 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : اين مجموعه دربردارندهي داستانهاي كوتاه و نوشتههاي پراكندهاي است از فرانتس كافكا ـ نويسندهي قرن بيستم در آلمان ـ كه به همراه سخني دربارهي كافكا، سالشمار زندگي و تصاويري از وي فراهم آمده است. برخي از اين داستانها عبارت است از در سرزمين محكومان، يوزفينهي آوازهخوان، شرح يك نبرد، مسخ، تدارك عروسي در روستا، مسخ، حكم و بازرگان. گفتني است در آثار كافكا، اشيا و رويدادها به خودي خود، دلهرهآور نيستند. آنچه مايهي وحشت خواننده ميشود اين است كه شخصيتهاي او در برابر آنها بيتفاوت ميمانند و همان واكنشي را بروز ميدهند كه در برابر اشياء و رويدادهاي عادي از آنها ديده ميشود. ماجراي "گور زامزا"، از آن رو وحشتانگيز نيست كه او يك روز صبح در هيات حشره از خواب بيدار ميشود. اين كه او خود دراين حادثه، چيز شگفتانگيزي نميبيند، به عبارت ديگر عادي بودن، آن را تا اين اندازه هولناك ميسازد. در داستان "در سرزمين معصومان"، يك افسر، دستگاه پيچيدهاي را به يك مسافر نشان ميدهد. دستگاه را به گونهاي طراحي كردهاند كه بتوانند به كمك آن، محكومان را به بيرحمانهترين وجهي اعدام كنند. مسافر نسبت به دستگاه علاقهاي نشان نميدهد. لحن راوي خالي از هرگونه حساسيتي است و قهرمانان داستان هم هيچ تبوتابي بروز نميدهند. مثال ديگر داستان "يوزفينهي آوازهخوان" است. در اين داستان نامتعارف كه از زبان يك موش روايت ميشود، ماجراي مادي موش آوازهخوان به ميان ميآيد كه با آواز سوزناك خود، احساسات شنوندگان را تحريك ميكند و از همينرو به لحاظ مذهبي، مورد تحسين همگان واقع ميشود. در اين داستان نيز نويسنده چنان لحني به كار ميبرد كه گويي شنيدن داستان از زبان موشها كار هرروزهي خوانندگان اوست. | |
+ نوشته شده در Sat 3 May 2008 ساعت توسط
|
