بهترين داستانهاي كوتاه(مارکز)
| مشخصات كتاب | ||
|---|---|---|
|
|
بهترين داستانهاي كوتاه | |
| موضوع: | ||
| داستانهاي كوتاه كلمبيايي - قرن 20 | ||
| پديدآورنده: | ||
| گابريل گارسياماركز احمد گلشيري | ||
| ناشر: | ||
| 536 صفحه - رقعي (شوميز) - 5000 ريال - چاپ 1 - 2200 نسخه | ||
| کد کنگره:9ب15گ/PZ3 | ||
| شابك:9-202-351-964 | ||
| رده ديوئي:863.64 | ||
| تاريخ نشر:09/09/84 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : در اين مجموعه پس از شرح تفصيلي زندگي "گابريل گارسيا ماركز" به فعاليت او در روزنامه "ال اسپكتاتور" و نوشتن نقد فيلم در اين روزنامه، تحصيل در رشتهي حقوق، نيز رشتهي كارگرداني به خصوص فيلمنامه نويسي در رم، تاثيرپذيري او از "فاكنر" و ارنست همينگوي" سبك نويسندگي، معرفي آثار و زمينهي تاليف هر يك از آنها اشارتي رفته است. در بخش دوم، گزيدهاي از داستانهاي كوتاه اين نويسنده با برخي از اين عناوين، جمع آمده است: "بعد از ظهر با شكوه بالتاسار"، "تشييع جنازهي مامان بزرگ"، "تسليم سوم"، "اندوه سه خوابگرد"، "چشمهاي سگ آبي رنگ"، "شب تليلهها"، "زيباترين غريق جهان"، "زيباي خفته و هواپيما" و "كسي به سرهنگ نامه مينويسد". براي نمونه در داستان اخير كه از اولين داستانهاي "ماركز" است و به سال 1967 ميلادي نوشته شده، نويسنده زندگي شورشي پيري را به تصوير كشيده كه در جنگها و شورش مزارع "موز" همراه با ديگر شورشيها، به درجهي سرهنگي ارتقا يافته، اينك پس از سي سال هنوز منتظر دريافت مقرري ماهانه از سوي دولت است كه هيچ وقت هم تصويب و پرداخته نميشود. او به همراه همسر بيمارش بر فقر حاكم مبارزه ميكند و هر هفته به ادارهي پست ميرود تا شايد حكم بازنشستگي و حقوق ماهيانهاش رسيده باشد و هميشه نيز مسئول ادارهي پست ميگويد: "كسي به سرهنگ نامه نمينويسد" يا "براي سرهنگ نامه نيامده است". سرهنگ و همسرش، يگانه فرزندشان را كه نانآور خانواده نيز بوده از دست دادهاند و تنها اميدشان به يك خروس جنگي است تا شايد در مسابقه برنده شود. | |
+ نوشته شده در Sat 3 May 2008 ساعت توسط
|
