به سلامتي خانمها: يكصد داستان و طنز كوتاه
| مشخصات كتاب | ||
|---|---|---|
|
|
به سلامتي خانمها: يكصد داستان و طنز كوتاه | |
| موضوع: | ||
| داستانهاي كوتاه روسي - قرن 20 | ||
| پديدآورنده: | ||
| آنتوانپاولوويچ چخوف حميدرضا آتشبرآب بابك شهاب | ||
| ناشر: | ||
| 328 صفحه - رقعي (شوميز) - 26000 ريال - چاپ 1 - 2200 نسخه | ||
| کد کنگره:12آ/PG3403 | ||
| شابك:5-6-95079-964 | ||
| رده ديوئي:891.733 | ||
| تاريخ نشر:12/03/83 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : در اين مجموعه 100 داستان و طنز كوتاه از آنتوان چخوف (1860 - 1904) نويسنده روسي جمع آمده است كه طنز "تهديد" عينا نقل ميشود: "روزي اسب مالكي را ميدزدند. فرداي آن روز در تمام روزنامه ها آگهياي با اين مضمون چاپ ميشود: "اگر اسبم را به من باز نگردانيد، مجبور ميشوم به همان تدبير تندي كه روزگاري پدرم در چنين موردي انديشيد روي بياورم". تهديد او موثر واقع شد. دزد كه متوهم شده بود و مكافاتي بس وحشتناك را براي خود پيشبيني ميكرد، مخفيانه اسب را بازگرداند. مالك كه از سرانجام كار خوشحال شده بود، رضايتش را از اين كه مجبور نشده بود از پدرش تقليد كند با رفقايش در ميان گذاشت. دوستانش از او سوال كردند: حالا بگيد ببينم؛ پدر شما براي همچين موردي چه كار كرد؟ ميخواين بدونين پدر من چه كار كرد؟ پس بذارين براتون تعريف كنم.... وقتي كه اسبش رو تو مسافرخانه دزديدن، او زين اسب رو پشتش گذاشت و پياده برگشت خونه، قسم ميخورم اگه دزده اين قدر خير و وظيفهشناس نميبود، من هم دقيقا همين كار رو ميكردم!". | |
+ نوشته شده در Sat 3 May 2008 ساعت توسط
|
