تتبعات (گزيده): همراه با شرح احوال و آثار نويسنده
موضوع:
مونتني، ميشل‌دو، 1533 - 1592م - نقد و تفسير
مونتني، ميشل‌دو، 1533 - 1592م - سرگذشتنامه و كتابشناسي
پديدآورنده:
احمد سميعي(گيلاني)
ميشل‌دو مونتني
ناشر:

سخن
رايزني فرهنگي فرانسه در ايران

240 صفحه - رقعي (گالينگور) - 33000 ريال - چاپ 1 - 2200 نسخه
کد کنگره:9م1آ/PQ1641
شابك:0-078-372-964
رده ديوئي:844.3
تاريخ نشر:10/09/83
گزيده متن كتاب چکيده :
در آغاز كتاب شرحي از زندگي، آثار و ديدگاه‌هاي "ميشل ايكم دو مونتني"، نويسنده فرانسوي (1533 - 1592) آمده است. پس از آن برگزيده‌اي از اثر مشهور او "Essais (تتبعات/ آزمون‌ها يا مقالات) به فارسي برگردانده شده است. نويسنده در اين اثر تنها به فكر آن است كه درباره همه مسائل داوري كند، خواه براي شناختن مسائل بسيار عميق و پيچيده خواه براي حفظ موضوع‌هاي بيهوده و بي‌ارزش. در نتيجه، مونتني در حين عرضه كردن اصول داوري‌ها درباره مسائل گوناگون، اصولي نيز از زندگي و نماهايي از تجربه‌هاي شخصي پيش چشم خواننده مي‌گذارد. "تتبعات، به مثال‌ شب‌هاي آتني آولوس گليوس و "درس‌هاي" بسياري اومانيست‌هاي رنسانس، در آغاز كار، مجموعه‌اي از شواهد دسته بندي شده با شرح و تفسير مختصر با مجموعه‌اي از دستورهاي اخلاقي برگرفته از اخلاقيات روزگار باستان بيش نيست.... مونتني از مشرب فلسفي رواقي (كه تاثير آن در پاره‌اي ازتتبعات I، 19 ـ به ويژه محسوس است) و از اين مبدا "كه فلسفيدن فرا گرفتن هنر مردن است" مسير خود را آغاز مي‌كند و، از راه مشرب شك (كه مضامين عمده‌ي آن با دامنه‌اي فراخ در دفاعيه‌ي معروف رايموند و سابونده پرورده شده است. II، 12) به فلسفه طبيعت مي‌رسد كه، اگر بيش از هر چيز بر فرمان‌برداري از دستور سقراطي در معرفت نفس مبتني نبود، آدمي دچار اين وسوسه مي‌شد كه آن را به مشرب اپيكوريان نزديك شمارد.... مونتني با خودنگري، نه همان "مدام به تكان" درمي‌آيد بلكه مبلغي حقايق كلي درباره‌ي سرنوشت بشري و، به قول خود او، "حكمت اخلاق" تام كشف مي‌كند (III، 2). اين حكمت اخلاق اساس بر تامل در يكي از تعليمات اخلاقي كهن، يعني "بروفق طبيعت زيستن"، استوار است. مونتني اعتقاد دارد كه طبيعت حامي همه جانداران است و، به نرمي و مهرباني، آن‌ها را، "به اعمال زندگي و موجبات رفاه و آساني" سوق مي‌دهد... آخرين فصل تتبعات تقريبا با اين نتيجه‌گيري پايان مي‌يابد: "اين كه آدمي بداند چگونه بايد از هستي خود لذت ببرد كمال مطلق و توان گفت امري الاهي است".‌