آزادي و تاريخ "تاملاتي در ديالكتيك هگل"
| مشخصات كتاب | ||
|---|---|---|
|
|
آزادي و تاريخ "تاملاتي در ديالكتيك هگل" | |
| موضوع: | ||
| ديالكتيك هگل، گئورگ ويلهلم فريدريش، 1831 - 1770 - نقد و تفسير | ||
| پديدآورنده: | ||
| علي صادقي | ||
| ناشر: | ||
| 328 صفحه - رقعي (شوميز) - 40000 ريال - چاپ 2 - 1000 نسخه | ||
| کد کنگره:9د2ص/B2948 | ||
| شابك:7-85-6629-964 | ||
| رده ديوئي:193.612 | ||
| تاريخ نشر:05/10/86 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : بر طبق گفتهي مترجم كه "انديشمندان غربي را بايد در چارچوب خودشان بشناسيم"، اين كتاب به بررسي انديشههاي هگل با مروري بر فرهنگ غرب - كه ريشه در دو جريان تاريخي متفاوت دارد. ركن اول فرهنگ غرب، تمدن بزرگ يونان است كه آثار علمي و فلسفي فراواني از خود بر جاي گذاشته است و نماد آن، سقراط بود و ركن دوم فرهنگ غرب، دين مسيحيت است كه نماد آن حضرت عيسي (ع) است - اختصاص دارد. بر اين اساس نخست، انديشههاي غربي از عصر رنسانس تا رومانتي سيسم كه شامل دورهي رنسانس، عصر روشنگري و ضد روشنگري، انديشههاي كانت، و نهضت رمانتيك مطرح گرديده و سپس نوشتارهاي اوليهي هگل در دههي 1790 و نوشتههاي سالهاي آغازين قرن نوزدهم، قبل از نگارش كتاب "پديدارشناسي روان" بررسي ميشود. از موضوعات ديگر كتاب، مباحثي در زمينهي پديدارشناسي و فلسفهي تاريخ و منطق و ديالكتيك است. در كتاب آمده است: "مفهوم ديالكتيك هگل كه آوازهاي ويژه دارد، بر پايهي تضاد ميان "تز" و "آنتي تز" يا "نهاد" و "برابر نهاد" استوار است. به اين ترتيب كه هر تزي در برابر خود با يك آنتي تز يا ضد روبهروست. تز و آنتي تز در ميان يكديگر درگير تضاد و كشمكش ميشوند، كه از ميان اين تضاد و كشمكش، پديدهاي تازه به نام "سنتز" يا "همنهاد" شكل ميگيرد. سنتز نه تز و نه آنتي تز و نه اين هماني آن دو است، بلكه در نتيجهي كنش و واكنش تز و آنتي تز به پديدهاي تازه رخ مينمايد. نزد هگل، مفهوم تحول تاريخ با توجه به مفهوم ديالكتيك و پيدايش سنتز معنا مييابد و اگر در طول زمان تنها تز و آنتي تز به كشمكش و مقابله با يكديگر بپردازد و از ميان اين دو سنتزي پديد نيايد، در واقع آن زمان فاقد تاريخ است و تحول تاريخ معنايي ندارد. به باور هگل دربارهي اقوام شرقي، اين مساله تا اندازهاي مصداق دارد و اين جوامع فاقد سنتز بوده و از مرحلهاي به بعد ديگر داراي تاريخ نيستند... مفهوم ديالكتيك هگلي تا اندزهي زيادي وامدار مفهوم ديالكتيك نزد افلاطون است. در دستگاه فلسفي افلاطون ديالكتيكة راه و شيوهاي براي دستيابي به حقيقت است. افلاطون در تمثيل معروف خط كه در كتاب جمهور مطرح شده، ديالكتيك را بالاترين نوع دانش و آگاهي دانسته است، چرا كه نزد افلاطون، ديالكتيك تنها راه شناخت حقايق جهان مثل است و ازديدگاه وي ديگر گونههاي دانش نميتوانند به چنين شناختي دست يابند." | |
+ نوشته شده در Fri 2 May 2008 ساعت توسط
|
