جامعهشناسي پست مدرنيسم
| مشخصات كتاب | ||
|---|---|---|
|
|
جامعهشناسي پست مدرنيسم | |
| موضوع: | ||
| فراتجدد - جنبههاي اجتماعي جامعهشناسي | ||
| پديدآورنده: | ||
| شاپور بهيان اسكات لش | ||
| ناشر: | ||
| 416 صفحه - رقعي (شوميز) - 35000 ريال - چاپ 1 - 1650 نسخه | ||
| کد کنگره:2ج5ل/HM73 | ||
| شابك:1-496-311-964 | ||
| رده ديوئي:301 | ||
| تاريخ نشر:09/04/83 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : اين كتاب مشتمل است بر مجموعهاي از تحليلهاي جامعه شناسي درباره پست مدرنيسم كه در آن پست مدرنيسم از نظر اجتماعي، تحقيق جامعه شناختي فرهنگ و پايههاي اجتماعي ـ طبقاتي آن بررسي ميشود. "اين كتاب از سه برنهاد به هم پيوسته و منسجم تشكيل شده است: 1 - برنهاد نوع فرهنگي. به اين معني كه مدرنيسم نوعي صورتبندي فرهنگي "گفتاري" است، حال آن كه پست مدرنيسم نوعي صورتبندي فرهنگي "شكلي" است. 2 - برنهاد تغيير فرهنگي. يعني اين كه مدرن شدن فرايندي مبتني بر تفكيك فرهنگي است، حال آن كه پست مدرن فرايندي است مبتني بر "تفكيك زدايي" فرهنگي. 3 - بر نهاد قشربندي اجتماعي. به اين معني كه مولدان و مخاطبان فرهنگ مدرنيستي و پست مدرنيستي را بايد در ميان طبقات و خرده طبقات اجتماعي در حال سقوط و ظهور يافت". در فصل اول درباره اين سه برنهاد سخن گفته شده است. فصلهاي دوم تا چهارم حاوي كاوشهايي مقدماتي در ماهيت فرهنگي شكلي ـ و پست مدرنيستي ـ در مقابل اشكال مدرنيستي و گفتاري است در فصل پنجم از طريق بررسي آثار ماكس وبر، مدلل شده كه خود پيدايش جامعهشناسي جز لاينفك اين استقلاليابي تمام عيار است. فصل ششم به تفكيك زدايي پست مدرن همراه با انحلال امر فرهنگي در امر اجتماعي و به محاق رفتن "هاله" مدرنيستي اختصاص دارد. در فصل هفتم از پست مدرنيسم با عنوان "رژيم" دلالت "شكلي" و نه رژيم دلالت گفتاري (مدرنيستي) سخن رفته كه درآن دال هم در مدلول و هم در مصداق مضمحل ميشود. همچنين در دو فصل 6 و 7 با مثالهايي از سينما، تئاتر، نقاشي و معماري، مفهوم تفكيك زدايي بررسي شده است. فصل هشتم مشتل است بر مقايسه و تحليل انواع مدرنيسم فرهنگي پاريس و وين و برلين در آغاز قرن بيستم. در فصل نهم، نويسنده از دريچه آثار "پيربورديو"، مدرنيسم و پست مدرنيسم را تحليل نموده است. از نظر بورديو، مدرن شدن فرايند تفكيك و استقلاليابي ساختهاي اجتماعي است. هر يك از اين ساختها محل منازعه جمعهاي ستيزهگر است. بعضي از اين گروههاي اجتماعي در حال نبرد، به منظور، استقلاليابي مدرنيستي يك ساخت مفروض با هم متحد شدهاند، حال آن كه طبقات و خرده طبقات ديگر داراي منافعي ايدهآل و مادي در تفكيك زدايي ساختي هستند. | |
+ نوشته شده در Thu 1 May 2008 ساعت توسط
|
