در جبههي غرب خبري نيست
|
|
در جبههي غرب خبري نيست | |
| موضوع: | ||
| داستانهاي آلماني - قرن 20 جنگ جهاني اول، 1918 - 1914 - داستان | ||
| پديدآورنده: | ||
| رضا جولايي اريشماريا رمارك | ||
| ناشر: | ||
| 252 صفحه - رقعي (شوميز) - 25000 ريال - چاپ 1 - 2000 نسخه | ||
| کد کنگره:4د8ر/PZ3 | ||
| شابك:5-22-6092-964 | ||
| رده ديوئي:833.912 | ||
| تاريخ نشر:01/12/85 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : اين كتاب، رماني است از "اريش ماريا رمارك" (1898-1970)، نويسندهي آلماني. اين نخستين موفقيت جهاني نويسنده، گواهي يك سرباز سادهي آلماني دربارهي جنگ جهاني اول است: گزارشي است كه با عرياني رقتانگيزي، بدون پيرايههاي سخنوري يا تفكرات فلسفي و ظاهرا تهي از روح انتقادي بيان ميشود. ولي در واقع دغدغهي مخالفت با نظاميگري بر اين گزارش محترمانهي سرشار از حساسيت و بسيار گويا حاكم است: جنگ از هرگونه خميرمايهي عظمت و نجابت عاري است. جنگ اندوهزا، ملالآور، زادهي زبوني و دهشت است و چيزي جز قتلعام نيست. در بعضي از جزئيات ميتوان رمارك را، به سبب آن كه خود را به دست رمانتيسم بيمارگونهاي ميسپارد تا از آن سمبوليستي مبهم حاصل كند، مورد انتقاد قرارداد، مثل صحنهي بمباران قبرستان. از لحاظ ادبي بهترين قسمتها، صفحات مربوط به شدت ناگهان افزايشيافتهي حساسيت حواس جنگجو زير بمباران، غريزهي صيانت نفس، تماس تنگاتنگ انسان با زمين، توسل غريزي انسان به حيله و زرنگي به محض در خطر افتادن زندگي اوست. اين صفحات اصيلترين بخش و واقعيترين مساهمت در كوشش جمعي بينالمللي براي مشخص ساختن سيماي انسان در جنگ است. | |
+ نوشته شده در Thu 1 May 2008 ساعت توسط
|
