فلسفه نقادي كانت: نظريه قوا
| مشخصات كتاب | ||
|---|---|---|
|
|
فلسفه نقادي كانت: نظريه قوا | |
| موضوع: | ||
| كانت، ايمانوئل، 1804 - 1724 - تاريخ - قرن 18م | ||
| پديدآورنده: | ||
| مهدي پارسا ژيل دلوز | ||
| ناشر: | ||
| 110 صفحه - رقعي (شوميز) - 14000 ريال - چاپ 1 - 1650 نسخه | ||
| کد کنگره:9د9ش/B2799 | ||
| شابك:3-90-7387-964 | ||
| رده ديوئي:193 | ||
| تاريخ نشر:14/01/86 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : شايد فلسفهي مدرن بيش از هر چهرهاي وامدار "كانت" و عقل نقاد وي باشد. نظريات اين فيلسوف برجسته با وجود گذشت بيش از دو قرن، هنوز محل چالشها و تفاسير گوناگون است. يكي از مفسران افكار كانت، "ژيل دلوز" است. وي شرحي بر افكار كانت نوشته است به نام "فلسفهي نقادي كانت" كه در اين كتاب ابتدا "روش استعلايي" و "عقل از نظر كانت" را توضيح ميدهد، سپس "رابطهي قوا در نقد عقل محض"، "نقش تخيل"، "عقل قانونگذار"، "عقل سليم زيباشناختي"، "نظريهي قوا" و "نظريهي غايات" را تشريح ميكند و چنين نتيجه ميگيرد: قوا در مرتبهي اول مطابق روابط بازنمايي به طور كلي (شناسايي،ميل و احساس) تعريف ميشوند و در مرتبهي دوم به عنوان منابع بازنمايي (تخيل، فاهمه و عقل) تعريف ميگردند. هرگاه كه ما هر قوه را در معناي اولش در نظر بگيريم، يك قوه در معناي دوم كلمه احضار ميشود تا بر ابژهها قانونگذاري كند و كار ويژهاش را به قواي ديگر تعميم دهد. بنابراين فاهمه در قوهي شناسايي قانونگذاري ميكند و عقل در قوهي ميل. اين درست است كه در نقد حكم تخيل به خودي خود ديگر عملكردي قانونگذارانه ندارد اما تخيل خود را آزاد ميسازد، چنان كه تمام قوا با يكديگر وارد يك هماهنگي آزاد ميشوند. بنابراين دو نقد اول رابطهاي را ميان قوا به نمايش ميگذارند كه توسط يكي از آنها تعيين شده است؛ نقد آخر از يك هماهنگي عميقتر، آزاد و نامعين قوا به عنوان شرط امكان هر رابطهي معين پرده برميدارد. اصالت نظريهي قوا در كانت در اين است كه صورت برتر قوا هرگز آنها را از تناهي انسانيشان، بيش از آن كه تقاوتشان را در نوع سركوب كند، جدا نميسازد. فقط تا وقتي كه قوا ـ در معناي اول كلمه ـ خاص و متناهي هستند، ميتوانند يك صورت برتر به خود بگيرند و قوا ـ در معناي دوم كلمه ـ نقشي قانونگذار بيابند. | |
+ نوشته شده در Wed 30 Apr 2008 ساعت توسط
|
