ويتگنشتاين: ايمان‌گرايي و عقل‌گريزي
موضوع:
ويتگنشتاين، لودويگ، 1889 - 1951 - نقد و تفسير
پديدآورنده:
محمد اكوان
ناشر:

گام نو

100 صفحه - رقعي (شوميز) - 13000 ريال - چاپ 1 - 1650 نسخه
کد کنگره:8الف93و/B3376
شابك:9-84-7387-964
رده ديوئي:193
تاريخ نشر:08/12/85
گزيده متن كتاب چکيده :
در نوشتار حاضر ديدگاه ويتگنشتاين ـ فيلسوف معاصر آلماني ـ در خصوص دين، زبان، ايمان، خدا، انسان و جهان، نيز درباره‌ي مرگ و جاودانگي مطرح گرديده است. بر اين اساس نگارنده ابتدا از ديدگاه‌هاي متقدم و متاخر ويتگنشتاين سخن مي‌راند. در نگاه متقدم، براي ويتگنشتاين عالم تا آن‌جا واقعيت دارد كه در قالب زبان ما بگنجد و هرآن‌چه بيرون از چارچوب زبان ما باشد بيان نشدني و غير واقعي است، اما در دوره‌هاي بعد، ويگتنشتاين زبان واقع‌گو را تنها يكي از انواع بازي‌هاي زباني مي‌داند. وي تنوع كاربردهاي زبان را به بازي‌هاي زباني تشبيه مي‌كند و مقصود او از اين تشبيه آن است كه نخست هم استعمال واژه‌ها و هم شركت در بازي‌ها هر دو فعاليت‌هاي انساني و تابع نظم بوده و قواعد ويژه‌اي بر آن‌ها حاكم است. دوم اين كه ما نبايد زبان را به عنوان امري صوري و انتزاعي در نظر بگيريم بلكه بايد آن را به عنوان گونه‌اي فعاليت انساني لحاظ كنيم. نگارنده در خصوص ديدگاه‌هاي ويتگنشتاين در حوزه‌هاي ياد شده تصريح مي‌كند: "براي ويتگنشتاين، ايمان ديني مبتني بر اعتماد و توكل است. بدين‌جهت با عقل و تجربه‌ي علمي قابل اثبات و ابطال نيست. بر اساس ديدگاه او اولا ايمان ديني يك فرضيه نيست، بلكه چيزي نظير تعهد شورانگيز به نظام ارجاع است. ثانيا اعتقادات ديني به يك‌ اندازه از ابطال و اثبات درامانند. ويتگنشتاين نه دين را امري عقلاني مي‌داند و نه معتقد است كه ايمان ديني و حتي باورهاي ديني با عقل و استدلال قابل توجيه و تبيين است. وي معتقد است كه خدا معناي زندگي يا معناي جهان است. به نظر ويتگنشتاين معناي زندگي هيچ‌ نسبتي با تبيين علمي اعم از تبيين فيزيكي، زيست‌شناختي، تاريخي، روان‌شناختي و يا جامعه‌شناختي ندارد. معناي زندگي يعني معناي جهان. معناي جهان نمي‌تواند در درون جهان باشد، بلكه بايد تنها بيرون از جهان باشد. ويتگنشتاين معتقد است كه ابديت به معناي در حال و اكنون بودن است. كسي كه در حال و اكنون زندگي مي‌كند بي‌مرگ است".