فيلسوفان سياسي قرن بيستم
|
|
فيلسوفان سياسي قرن بيستم | |
| موضوع: | ||
| علوم سياسي - تاريخ - قرن 20 علوم سياسي - فلسفه - تاريخ قرن 20 | ||
| پديدآورنده: | ||
| خشايار ديهيمي مايكلهري لسناف | ||
| ناشر: | ||
| 432 صفحه - رقعي (شوميز) - 52000 ريال - چاپ 1 - 2000 نسخه | ||
| کد کنگره:9ف5ل/،83،JA | ||
| شابك:3-03-9971-964 | ||
| رده ديوئي:320.50904 | ||
| تاريخ نشر:11/09/85 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : اين كتاب مشتمل است بر معرفي اصليترين فيلسوفان سياسي قرن بيستم (از 1917 تا 1991) و آراي آنان. بر اين اساس بحث اصلي كتاب با "ماكس وبر" آغاز ميشود. پس از آن سه منتقد سرمايهداري مصرفگرا يعني "ماركوزه"، "آرنت"، و "مك فرسن" معرفي ميشوند. بخش دوم كتاب كه "ليبراليسم صف آراسته" نام دارد، چهار نويسندهي كم و بيش ليبرال گرد آمده است. اين افراد عبارتاند از: "اوكشات"، "هايك"، "پوپر" و "برلين" و سرانجام در بخش سوم كه عنوان آن "معاصران" است به بحث دربارهي سه فيلسوف سياسي مهم كه هنوز در قيد حيات هستند. يعني "راولز"، "نوزيك" و "هابرماس" اختصاص يافته است. به تصريح نگارنده: "نگاه تكنيكي به عقلانيت و پيامدهاي اجتماعي آن از كانونهاي اصلي توجه عمدتا با خصمانهي فيلسوفان سياسي قرن بيستم بوده است. اين مطلب به خصوص دربارهي نظريهپردازان انتقادي مكتب فرانكفورت مصداق دارد كه نمايندگانش در بحث حاضر، "هربرت ماركوزه" و "يورگنهابرماس" هستند. ماركوزه جامعتر از ديگران، نگاه تكنوكراتيك (يا پوزيتيويستي) را به نفع آزادي انقلابي رد ميكند. اما نظريهپردازان گرايشهاي ايدئولوژيكي كاملا مخالف آن نيز در طرد اين نگاه و نظر يعني تحقق اجتماعي آن در شكل مثلا بوروكراتيزه كردن غير انساني ـ كه انسانها را تبديل به وسايل ادارهي امور ميكند ـ با ماركوزه اتفاق نظر دارند هرچند به اندازهي او تند نميروند. مثال اوكشات محافظهكار دربارهي تكيهي بيش از اندازه به دانش تكنيكي خبر ميدهد و به نفع سنت و رويههاي جاري و تثبيت شده سخن ميگويد؛ اقتصاددان دست راستي و ليبرال، "هايك"، نيز به رد هرگونه كوششي براي سازمان دادن تمامعيار جامعه برميخيزد و آن را به يكسان براي آزادي، كارآيي، و پيشرفت، مضر و ويرانگر ميداند؛ نظر سوسيال دموكرات راديكالي چون هابرماس در زمينهي ادارهي بوروكراتيك امور تا حدي با نظر "هايك" مطابقت دارد. در ميان فيلسوفان سياسي بحث شده در اين كتاب، فقط "كارل پوپر" (آن هم به شكل كاملا محدودي) بر خرد تكنيكي در شكل "مهندسي اجتماعي تدريجي" صحه ميگذارد. چون تكنواكراسي، بوروكراسي و جامعهي تحت كنترل بر اين مبنا مورد نقد قرار ميگيرند كه سبب ميشوند با انسان صرفا همچون ابزار رفتار شود، پس اين دسته از منتقدان با حكم مطلق كانتي كه دقيقا همين را منع ميكند، توافق دارند و "رابرت نوزيك" اختيارگرا نيز همين را اصل و اساس قرار ميدهد. نظريهپردازان دست راستي و دست چپي در خصومت مخالفت با بوروكراتيزه كردن جامعه و جامعهي تحت كنترل، هدف مشتركي را تعقيب ميكنند، اما زماني كه جنبهي مهم ديگري از عقلاني كردن غربي يعني بازار، خصوصا در شكل سرمايهدارانهي آن مطرح ميشود، اين اشتراك هدف و همراهي به پايان ميرسد. هايك بازار را نمونهي كامل آزادي ميداند، حال آن كه در نظر ماركوزه، سرمايهداري مصرفگرا مظهر تمامعيار رفتار و بهرهكشي غيرانساني در زمانهي ماست. خصومت و مخالفت با فرهنگ مصرفگراي مدرن، همچنين ترجيعبند در نظريهپردازان ديگر خصوصا هانا آرنت جمهوريخواه و ماركسيست ليبرال سي. بي. مك فرسن نيز هست". | |
+ نوشته شده در Wed 30 Apr 2008 ساعت توسط
|
