| مشخصات كتاب | ||
|---|---|---|
|
|
گاوخوني: يك داستان | |
| موضوع: | ||
| داستانهاي فارسي - قرن 14 | ||
| پديدآورنده: | ||
| جعفر مدرسصادقي | ||
| ناشر: | ||
| 110 صفحه - رقعي (شوميز) - 12000 ريال - چاپ 5 - 1200 نسخه | ||
| کد کنگره:2گ427د/PIR8203 | ||
| شابك:1-763-305-964 | ||
| رده ديوئي:8fa3.62 | ||
| تاريخ نشر:29/01/84 | ||
| گزيده متن كتاب | چکيده : دربارهي پسركي پرشور است كه به جواني گوشهگير و رويابين، مبدل شده است و خوابهايش را يادداشت ميكند. در تماس اين خوابها، "زايندهرود" جريان دارد و راوي خود و پدرش را در حال آب تني يا قايقراني بر آن ميبيند. وحشت از غرق شدن در آب، هر بار سبب بيداري او ميشود. او مثل اغلب قهرمانان آثار نويسنده، جواني است بيكار كه با دوستانش در آپارتماني، مجرد زندگي ميكند. يكي از دوستان مشغول سرودن منظومهاي است كه به گفتهي خود او، راز ماندگاري ايران را بيان ميكند. راوي نيز شبانه به آشپزخانه ميرود تا خوابهايش از پدر و رودخانه ـ به قول يونگ، "متداولترين نماد ناخودآگاه" ـ را بنويسد. او مينويسد تا از يادها، رها شود. سالهاي گذشته را به ياد ميآورد و زماني را كه با پدر به كنار رودخانه ميرفتند. پدر، گريزان از تشخص آفرينهاي كاذب مادر، دنبال نوعي سبكي از دست رفته تدفين به اصفهان، فراخوانده ميشود. در آن جا با دختر عمهاش ازدواج ميكند، اما هيچ گاه حاضر به پذيرفتن بار مسئوليت زندگي مشترك نميشود. زنش مغازه را راه مياندازد، اما او كمتر به مغازه ميرود، زيرا حضور پدر را آن جا حس ميكند. به پرسه زدن در محلههاي كودكي مشغول ميشود و خاطرههايي را زنده ميكند كه همگي به افتادن در آب، ربط مييابند. ديدن قايق موتوريهايي كه خوزستانيهاي جنگ زده بر زاينده رود انداختهاند، پروندهي رويايي است كه معناي نمادين داستان را دربر دارد. | |
+ نوشته شده در Tue 29 Apr 2008 ساعت توسط
|
