نيچه و استعاره
موضوع:
نيچه، فريدريش ويلهلم، 1900 - 1844
پديدآورنده:
سارا كافمن
دونكن لارج
ليلا كوچك‌منش
ناشر:

گام نو

170 صفحه - رقعي (شوميز) - 22000 ريال - چاپ 1 - 1400 نسخه
کد کنگره:2ك5الف/ 3318 B
شابك:0-83-7387-964
رده ديوئي:193
تاريخ نشر:20/10/85
گزيده متن كتاب چکيده :
اين اثر به بررسي جايگاه استعاره در فلسفه‌ي نيچه اختصاص يافته است. به زعم مولف، استعاره در فلسفه‌ي نيچه جايگاه مهمي دارد كه حتي نظريه‌ي خواست قدرت او را نيز دربرمي‌گيرد. گفتني است نيچه ارتباط ميان استعاره و مفهوم را به نحوي وارونه مي‌كند كه به شدت گوياي تفكر اوست. از ديدگاه نيچه استعاره ديگر مثل سنت متافيزيكي به جاي‌مانده از ارسطو به مفهوم ارجاع داده نمي‌شود، بلكه اين مفهوم است كه به استعاره بازگردانده مي‌شود. براي ارسطو مفهوم بر استعاره مقدم است و استعاره به عنوان انتقال‌دهنده‌ي يك مفهوم به مفهوم ديگر، يا انتقال از يك حالت منطقي به حالتي ديگر و يا نقل از اصل به مجازي تعريف مي‌شود. نيچه نمي‌تواند تعريف ارسطو را از استعاره همان‌گونه كه هست بپذيرد، زيرا اين تعريف مبتني بر تقسيم جهان به اجناس و انواعي است كه تعاريف آن‌ها به خوبي با اشياء في‌نفسه‌شان مطابقت دارند، در حالي كه براي نيچه ذات اشياء رازآلود و مبهم است و اجناس و انواع، خود استعاره‌هايي تماما انساني‌اند. نيچه براي استعاره استعاره‌اي به كار مي‌گيرد كه نشان مي‌دهد اين متن پر از جواني هنوز به سنت متافيزيكي و تعريف ارسطو چسبيده است: "اصل به مثابه‌ي پدر است براي استعاره‌هايي كه هم‌چون پسران يا نوادگان اويند". زبان‌هاي استعاري ثانوي از زبان‌هاي نمادين اشتقاق مي‌يابند و اين رابطه را نمي‌توان وارونه كرد درست همان‌گونه كه پسر قادر به توليد پدر نيست و در برابر پدر يا خداوند ـ يعني حضور اصل ـ پسر فقط يك زايده‌ي بي‌فايده است كه مي‌بايست از آن خلاصي يافت. بر اين اساس، نيچه در كارهاي اوليه‌اش (تولد تراژدي، فلسفه در عصر تراژدي يونان، فيلسوف و يادداشت‌هاي متعلق به همين دوران) استعاره را يك عامل اساسي مي‌داند. در نوشته‌هاي بعدي نيچه، انگاره‌ي استعمار، پس از آن كه براي ساختارشكني اصل به واسطه‌ي عموميت‌بخشي به آن به كار گرفته شد، اهميت استراتژيك خود را از دست مي‌دهد. نيچه به جاي آن، انگاره‌هاي متن و تفسير را جايگزين مي‌كند.