از روزگار رفته حكايت ...: پراكنده‌ها
موضوع:
ايران - سياست و حكومت - 1320 - 1304
ايران. مجلس شوراي ملي
ايران - سياست و حكومت - قرن 13
فرمان فرماييان، محمدولي، 1269 - 1368 - خاطرات
پديدآورنده:
منصوره(نظام‌مافي) اتحاديه
مصطفي زماني‌نيا
بهمن فرمان
محمدولي فرمانفرماييان
ناشر:

نشر تاريخ ايران
كتاب سيامك

288 صفحه - جلد 3 - رقعي (شوميز) - 25000 ريال - چاپ 1 - 1500 نسخه
کد کنگره:3آ436ف/DSR1486
شابك:5-45-6141-964
رده ديوئي:955.0822092
تاريخ نشر:24/12/82
گزيده متن كتاب چکيده :
محمد ولي ميرزا فرمان فرماييان (1269 _ 1368 ش) يكي از رجال سياسي مشهور اواخر دوره قاجار و عصر پهلوي بود. اين كتاب بخش ديگري از يادداشت‌ها و نوشته‌هاي پراكنده او درباره حوادث مهم و اوضاع و احوال كشور، پس از سقوط دولت رضا شاه تا اواسط دهه 1340 است. اين يادداشت‌ها مشتمل بر سه بخش است. بخش اول يادداشت‌ها با اين موضوعات تدوين شده است: روي كار آمدن قوام در اواخر سال 1324، تشكيل فرقه دموكرات‌ آذربايجان، توسعه طلبي اتحاد شوروي، بسط اقدامات حزب توده، برپايي حزب دموكرات به وسيله احمد قوام و مظفر فيروز، مسائل انتخابات چهاردهمين دوره مجلس شوراي ملي و سرانجام نحوه برگزيده شدنش به عنوان وزير كار، تاسيس اين وزارتخانه توسط مظفر فيروز، توقعات نا به جاي مديران و معاونان وزارتخانه. بخش دوم يادداشت‌هاي اين جلد، درباره اصلاحت ارضي و حرف و حديث‌ها و تبعات خشونت‌بار آن، در اوايل دهه 1340 است. فرمان فرماييان نوشته‌هاي اين بخش را از دي ماه 1340 شروع مي‌كند و بعد از آن كه در گزارش‌ها وقفه‌هاي كوتاه و بلند مي‌افكند، از اسفند ماه 1340 تا بهمن 1341، به طور مرتب تحولات سياسي و اجتماعي روزگارش را ثبت كرده و تحليل‌هايي به دست داده است. از آن پس، گريزي به حوادث ارديبهشت تا مهرماه 1342 مي‌زند و كتاب خاطراتش را مي‌بندد. آخرين قسمت خاطرات فرمان فرماييان، از چند بخش پراكنده تشكيل شده كه در نگاه اول هيچ ارتباط موضوعي و منطقي با هم ندارند. مي شود گفت نويسنده در كابوسي طولاني، زندگي خود را از جواني تا كهنسالي مرور كرده و علاوه بر پدر و برادرهايش، شخصيت‌هاي سياسي مشهوري را كه روزگاري با آنها حشر و نشر داشته، به ياد آورده و به سرعت از پيش چشم گذرانده است. محمدولي ميرزا، بعضي‌ها را از سر بلند نظري و با ديده اغماض نگريسته، كه در مورد قوام السلطنه چنين اتفاقي افتاده، و برخي را نتوانسته فارغ از نقارهاي قديمي بنگرد، كه با پسر عمه‌اش محمد مصدق چنين گرفتاري‌اي داشته است". نويسنده ضمن يادآوري دوران اولين منصب دولتي‌اش، معاونت ماليه در تبريز، خاطراتي از صمدخان شجاع الدوله، يارمحمدخان، احمدشاه، محمد حسن ميرزا وليعهد، مخبرالسلطنه، تيمورتاش و علي‌اكبر خان داور را مرور كرده و در آن ميان براي سيد حسن مدرس احترام فراواني قائل شده است. قتل نصرت‌الدوله به دست عوامل رضاخان، ترفندهاي سياسي قوام السلطنه و يادبودهاي فرمان فرماييان از اوان جواني‌اش كه تازه از اروپا به ايران بازگشته بود و در ركاب پدرش عبدالحسين ميرزا فرمانفرما، حاكم كرمانشاه به جنگ برادر ياغي محمد علي شاه، سالارالدوله مي‌رفتند، حسن ختام خاطرات اوست. در پايان كتاب، نمايه اسامي، عكس‌هايي از محمد ولي خان، فهرست وقفيات وي در نمونه‌هايي از اسناد مربوط به فرمانفرماييان افزوده شده است.