داستان اولن اشپيگل
| داستان اولن اشپيگل | |
| موضوع: | |
| داستانهاي فرانسوي - قرن 19 | |
| پديدآورنده: | |
| محمود اعتمادزاده شارل دكوستر | |
| ناشر: | |
| 630 صفحه - رقعي (شوميز) - 36000 ريال - چاپ 1 - 3300 نسخه | |
| کد کنگره: | |
| شابك:8-14-7468-964 | |
| رده ديوئي:843.8 | |
| تاريخ نشر:02/04/81 | |
| گزيده متن كتاب | چکيده : قهرمان اصلي داستان، "اولن اشپيگل"، گدايي است نيك دل از سرزمين "فلاندر" كه با خنده و استهزا از فرادستان اجتماع انتقام ميگيرد .او داراي سرشتي است با نشاط، شاديهايش به افراط است، سر به هوا و سرسخت است .گويي بر پيشاني او هر اهانتي نقش بسته است" .اولن "هم درستكار است و هم بي رحم . "طبيعت، نيروبخش اولن اشپيگل است، توانا بر همه چيز بر روي زمين، در آستانه فصل اول داستان كه بچه تازه از شكم مادر درآمده است، پدرش او را از زائو ميگيرد و پنجره را باز كرده به او ميگويد" :ـ پسر، ببين، اين سرور ما خورشيد است .هر وقت كه بعدها دچار ترديد شدي چنان كه نداني چه كار بكني كه شايسته كردن باشد، از او مشورت بخواه .او روشن است و گرم ;تو همان گونه راست باش كه او روشن است، و همان گونه مهربان كه او گرم" ."!م.ا.به آذين "قبل از ترجمه متن داستان، نقد "رومن رولان "بر اين داستان را آورده است .در بخشي از اين نقد ميخوانيم" :در همان نخستين صفحه كتاب، اراده كينهتوزي در برابر نهادن "كلاس "روستايي و شاه شارل پنجم، در همزمان زاييده شدن اولن اشپيگل و فيليپ دوم، آشكار ميشود .و كار اين مقايسه، بي هيچ گذشتي، در سراسر كتاب، ادامه مييابد . |
+ نوشته شده در Wed 23 Apr 2008 ساعت توسط
|