همسفر هميشه غايب
| همسفر هميشه غايب | |
| موضوع: | |
| داستانهاي فارسي - قرن 14 | |
| پديدآورنده: | |
| شكوه زماندار | |
| ناشر: | |
| 326 صفحه - وزيري (شوميز) - 49000 ريال - چاپ 1 - 1500 نسخه | |
| کد کنگره:1898م/PIR8076 | |
| شابك:7-522-442-964 | |
| رده ديوئي:8fa3.62 | |
| تاريخ نشر:09/04/87 | |
| گزيده متن كتاب | چکيده : "پينار" به طور اتفاقي با "عماد" آشنا شده بود، ولي مادرش از موضوع مطلع شده و او را از نزديك شدن به عماد منع ميكرد. آنگونه كه مادر پينار تعريف ميكرد عماد مردي هوسران بود كه فقط به قصد سوء استفاده و ارضاي اميال خويش با زنان آشنا شده و هرگز به ازدواج فكر نميكرد. ولي پينار كه از لحظهي نخست دلباختهي عماد شده بود، حرفهاي مادرش را باور نميكرد. او پس از مرگ مادر با عماد به تهران فرار كرده و مدتي در خانهي او و مدتي نيز در خانهي خالهي او زندگي كرد. پس از آن كه عماد، پينار را به خالهاش سپرد، از او خبري نشد و اين بياطلاعي باعث شد كه پينار از آنجا گريخته و در خيابانها سرگردان شود. اين سرگرداني سبب شده او به بيماري ايدز مبتلا شود. پينار پس از اطلاع يافتن از موضوع خودكشي كرد، اما نجات يافته و به بيمارستان منتقل شد. در اين ميان او با فردي به نام "مهدي" آشنا شده و داستان زندگياش را براي او بازگو كرد. مهدي به او قول داد كه عماد را يافته و نزد او بياورد. |
+ نوشته شده در Sat 3 Jan 2009 ساعت توسط
|